بوقچی های محبوب یا اسطوره های فوتبالی؟! یادداشت:اسماعیل ارشدی

شناسه خبر: 27741
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۹

اسماعیل ارشدی

بوقچی های محبوب یا اسطوره های فوتبالی؟!

” وزیر پرسپولیسی است”
” داور دلیل باخت ما بود”
“اشتباهات فردی کمر تیم ما را شکست”
“وزیر فقط استقلالی ها رو حمایت میکنه”
“زمین چمن نامناسب بود”
” تیم حریف ٩٠ دقیقه اتوبوسی دفاع کرد”
“بدهی های باشگاه به ما پرداخت نشده، تمرکز نداریم”
“تیم تغییرات زیادی داشته ، به همین دلیل چند ماه زمان نیاز داریم تا نتیجه بگیریم”

عبارات بالا گلچینی بود از اظهار نظرهای اسطورهای فوتبالی که به اصطلاح در دفاع از شکست تیم تحت هدایتشان و یا تیم محبوبشان در این سالهای اخیر عنوان شده است!!

سالهای متمادی است که ورزش این کشور مدیری که مدیریت را به معنای واقعی کلمه معنی کند، به چشم ندیده است،
پس از مدیرانی همچون آقای دادکان و صفایی فراهانی ، این فوتبال پر شده است از دلال میلگرد و هتل دار و اختلاس گر و دندانپزشک و هزاران مدیر غیر ورزشی و حتی نظامی که هر کدام چند صباحی تیمی را مدیریت کردند و با مدیریت علی اصغری شان ، تیم تحت مدیریتشان را با بدهی های انبوه و نتیجه گیری تاریخی به باد فنا دادند و خود در گوشه ای دنج با فراغ خاطر، بدون هیچ گونه بازخواستی ، به گذران زندگی پسامدیریتی شان مشغولند!

البته این نکته مدیران غیر ورزشی در رأس ورزش و فوتبال ما چیز جدیدی نیست ولی پدیده جدیدی که چند سالی است با اوج گرفتن استفاده از فضای مجازی، در فوتبال کشور مُد شده، اسطوره های بوقچی مانندی است که با شعارهای * فالوور جذب کن* سعی در افزایش محبوبیت پوشالی خود دارند!
اسطوره هایی که سعی میکنند کمبود دانش فنی خود با یک یا چند مصاحبه ی تیفوسی پسند و چند تا شعار تعصبی ( البته پر از غلط غلوط املایی!!) اینستاگرامی جبران کنند!
آقای مربی ! آقای مدیر! آقای پیشکسوت!
این ره که تو میروی به ترکستان است!

موفقیت هیچ مربی و یا بازیکنی در فضای مجازی بدست نیامده است!
آقایان مجازی دست از بوقچی بودن بردارید و به جای شعارهای تو خالی، دانش فنی خود را بالا ببرید!
آینده این فوتبال ازآن امثال حمید مطهری و نکونام و نویدکیا و پیروز قربانی و گل محمدی است که خارج از فضای مجازی ، شکست های خود را بررسی و به دور از هیاهو ، با راه حل فنی و فوتبالی ، از شکست پل پیروزی میسازند، درست به مانند بارسای امسال که پس از باخت ٨ تایی به بایرن، توازن رختکن رو بهم ریخت و کسانی همچون سوارز که از تیم بزرگتر شده بودند رو حتی بدون دریافت هیچ مبلغی، فروخت تا تیم تحت هدایت مربی یاشد نه بازیکنان به اصطلاح اسطوره! و یا مربیان بزرگی همچون پپ و فرگوسن و دو جین مربی موفق دیگر که هیچ وقت شما نشنیده اید که تقصیر باخت را به گردن کسی بیاندازند و یکی از دلایل موفق شدنشان ، اصلاح اشتباهاتشان در جلسه فنی پشت درهای بسته بوده تا عربده کشی های مجازی!

نه با مشاوران دلال و یا جادوگر!!
نه با توجیهاتی همچون؛ وزیر و یا مدیر پرسپولیسی و یا استقلالی و چوب رفاقت خوردن و فسخ های یک طرفه و هزاران توجیه غیر فنی دیگر که کُپی پیست شعارهای بوقچی های تیفوسی استادیوم هاست!
تعداد فوتبالیست ها و یا مربیانی که سعی در موفق شدن از مسیر پرحاشیه بودن و تیفوسی بودن داشتند ولی پس از چند صباحی چیزی جز یک اینفلوئنسر اینستاگرامی از آنها باقی نمانده است؛ شاید از عدد ١٠٠ هم فراتر رفته و روز به روز رو به افزایش است که صد البته یکی از دلایلش هم شاید این باشد که طرفداران ورزشی ما ،از بُعد ورزشی ، فوتبال را دنبال نمیکنند و با تعصب کورکورانه خود به چنین بوقچی مانندهایی ، اجازه موج سواری میدهند!

آقای پیشکسوت ، آقای مربی، آقای بازیکن، شاهراه موفقیت از توییتر و اینستاگرام و مصاحبه های جنجالی و تیفوسی پسند نمی گذرد و نخواهد گذشت؛ گرچه البته تعدادی از دوستان هدفشان لایک و فالوور و شاید تبلیغ گرفتن و کسب درامد اینستاگرامی باشد نه کسب موفقیت ورزشی!

آیا زمان آن نرسیده که من و شمای هوادار فوتبال، به جای بها دادن به چند به اصطلاح اسطوره تو خالی، فوتبال را زاویه فوتبالی ببینیم و از کسانی حمایت کنیم که دانش فنی بالایی دارند و به دور از فضای مجازی به دنبال پیشرفت فوتبالی هستند تا حمایت از اینفلوئنسر های موقتی ؟؟!


نظرات

کاربر گرامی: سپاس از اینکه نظر خود را در مورد این خبر با ما و دیگران در میان می‌گذارید.